تبليغاتX
::. تقدیم به زهرای عزیزم .::

تقدیم به زهرای عزیزم

منوی اصلی

 

کلبه عشق
آرشیو کلبه
 

 

خاطرات گذشته

 

خرداد 1388
اسفند 1387
مهر 1387
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385

 

دوستان عزیزم

 

شهر فرنگ/مائده
زهره دوست خوبم
عاشقانه سارا
بزرگترین پاتوق عاشقان کامران هومن
الهه ناز
روزگار تنهایی
محمد رضا دوست خوبم
هوای پاییز نرگسی خوب
تک ستاره
افکار فاحشه
شمع دلسوخته (شیدا و سعد جون گل )
بانوی مهتاب
غم عشق ( سارا جووووووووووون )
شهر بی فرشته ( سمانه جون)
لیلی و مجنون
دل نوشته های درنای جوان
اگه عشق من تو نیستی ( ارزو)
دوستت دارم یه عالمه(پرهام جون)
شبرنگستان ( نازنین)
غربت(شقایق هلینا)
برگی روی فراموشی (راشین )
چند شعر عاشقانه (دنیا)
دست نوشته(پارساجون)
من خوشبختم(منصوره)
پرنیان(مریم)
ساجده
مهر جوانی(نیلوفر)
دانلود موزیک(میثم)
دلکده(رونیکا)
سارینا
تبسم تلخ
استخدام ارتش

 

 

زهرای عزیزم دوستت دارم قد یه دنیا

 

 
 

خدایا کمکمون کن که هیچوقت از هم جدا نشیم

 

 
 
دلم گرفته
گاهي وقتا زندگي ما آدما تغييراتي مي كنه كه گاهي احساس مي كني خواب بودي الان بيدار شدي .

گاهي وقتا كسي  هست كه وجودش مي تونه توي زندگي آدم  مهم باشه  مي تونه همدم تنهايي هاي آدم باشه و مي تونه جاي خالي بعضي از چيزها را كه نداري پر كنه مي تونه........

اما كاش اينها هميشگي بودن كاش واقعا هميشه تنهايي آدم پر مي شد كاش هميشه جاي خالي بعضي ها را پر مي كرد كاش ........

بهش گفته بودم هميشگي نيستم بهش گفته بودم دوستش دارم اما فقط مي خوام تو اين موقعيت باهام باشيم بهش گفته بودم ........

اما احساس مي كنم حقم اينجوري نبود .احساس مي كنم حقم ضايع شد .احساس مي كنم .....

خدا بارها راه درست را نشونم داد بارها كمكم كرد اما من نفهميدم يا احساسات اجازه نداد كه بفهمم تا اينكه دلم بدجور شكست كاش قبل از شكستنش تمومش مي كردم كاش.......

الان كه به اون روزا فكر مي كنم مي بينم اشتباهات زيادي انجام دادم وقتي آدم لياقت دوست داشتن را نداره وقتي حتي لياقت خودت را نداره وقتي جنبه محبت كردن را نداره نبايد بهش بگي دوستش داري نبايد بهش محبت كني چون وقتي بي جنبه باشه خيانت مي كنه  اونوقت آدم احساس مي كنه دنيا براش به آخرش رسيده وقتي بي جنبه باشه ........

براي تو بي وفاترين:

دلم گرفته از آدمايي كه مي گن دوستت دارن

اما معني شو نمي دونن

از اونايي كه مي خوان فقط مال اونا باشي

اما خودشون فقط مال تو نيستن

از اونايي كه زير بارون برات مي ميرن

اما وقتي آفتاب شد همه چيز از يادشون مي ره

پي نوشت۱: امشب خيلي دلم گرفته دستم خود به خود رفت كلي كلمه تايپ كردم نمي دونم چي نوشتم تنها چيزي كه مي دونم توي بدترين شرايط تنها شدم خيلي بي وفا و بي معرفت بود همين

| +| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
غم انگیز

عشق یعنی این - ازدواج با دختری که سرطان دارد


6utts0o.gif
001.jpg

002.jpg

005.jpg

006.jpg

007.jpg

008.jpg

بعد از ۵ روز کتی فوت کرد. اون اجازه نداد که بیماریش در زندگیش باعث از دست دادن امید یا ایمانش بشه. اون یک عروسی شگفت انگیز داشت. و اون عشق داشت و عشق میداد

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
دوستت دارم
سربي "

 

 

  من صداي نفس باغچه را مي‌شنوم

 و صداي قدم گل را در يك قدمي

 و صداي گذر گرده گل را در بستر باد

 و صداي سفر و هجرت دريا را در هودج ابر

 و صداي شعف فاخته را در باران

 و صداي اثر باران را بر قوس و قزح

 و صداهايي نمناك

 و مرموز

 و سبز

 عجب آواز خوشي در راه است . . . .

 

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
سرباز مملکت
بچه ها سلام امروز میخوام براتون از سربازی بگم که چشمشو تو بازی پرسپولیس و سپاهان از دست داد یکی بود یکی نبود تو این زمین کبود اسمونی شکل یه مادر بود که بچشو با خون دل بزرگ کرده بود این مادر ارزوهای زیادی برای پسرش داشت دوست داشت اونو داماد کنه تو حجلش بشینه و سرش نقل و نبات بریزه این پسر قصه ما وقتی به سن سربازی رسید برای خدمت به مملکتش لباس رزم پوشید و به سربازی رفت که تو یکی از ماموریتهاش که تو ورزشگاه بود تماشاچی ها با پرتاب نارنجک چشم اونو کور کردن حتی دکترا هم ازش قطع امید کردن تو این تاسوعا و عاشورای حسینی از همتون میخوام که برا این جوون کشورمون دعا کنید تا مادرش ناامید نشه از همتون التماس دعا دارم
| +| نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
یا امام حسین

 

 

خدایا به حق این روزات و به حق امام حسین یه شغلی واسه من جور کن تا منم زهرا رو خوشبختش کنم

| +| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
دوستت دارم عزیزم زهرا جونی
سلام زهرا جونی خوبی؟ این چه حرفیه؟ این وبلاگ مال توئه درسته من ساختم ولی اینو به تو تقدیمش کردم مگه ندیدی همون اولش؟ عزیزترینم نمیدونی وقتی گفتی امتحانتت افتاده برا بعد از نهم چقد اعصابم خورد شده دارم دیوونه میشم تو رو خدا  قرار نبود ما اینت همه از هم دور باشیم الان یک ماهه که من اومدم اینجا ولی این یک ماه مثل ۱ سال برام گذشته به خدا دروغ نمیگم الانم فقط چون گفته بودی چیزایی نوشتی اومدم ببینم چه نوشتی فقط همین و الا خودت هم خوب میدونی که من نه دیگه پول کافی نت رو دارم و نه وقتشضو و نه حوصلشو هر چیزی حوصله میخواد که من دیگه ندارم من دیگه اعصاب ندارم فقط  زود زود بیا پیشم که دارلم از غم دوریت دیوونه میشم
| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
دوستت دارم عزیزم زهرا جونی
سلام زهرا جونی خوبی؟ این چه حرفیه؟ این وبلاگ مال توئه درسته من ساختم ولی اینو به تو تقدیمش کردم مگه ندیدی همون اولش؟ عزیزترینم نمیدونی وقتی گفتی امتحانتت افتاده برا بعد از نهم چقد اعصابم خورد شده دارم دیوونه میشم تو رو خدا  قرار نبود ما اینت همه از هم دور باشیم الان یک ماهه که من اومدم اینجا ولی این یک ماه مثل ۱ سال برام گذشته به خدا دروغ نمیگم الانم فقط چون گفته بودی چیزایی نوشتی اومدم ببینم چه نوشتی فقط همین و الا خودت هم خوب میدونی که من نه دیگه پول کافی نت رو دارم و نه وقتشضو و نه حوصلشو هر چیزی حوصله میخواد که من دیگه ندارم من دیگه اعصاب ندارم فقط  زود زود بیا پیشم که دارلم از غم دوریت دیوونه میشم
| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
فراق
سلام به همه ی دوستان

سلام به عشق خودم رضای عزیز

سلام رضا جون .ببخشید که بی اجازت اومدم تو وبلاگ اما به خدا دیگه خسته شدم از بس دلتنگی هامو تو دفتر خاطراتم نوشتم و ورق های اون دفتر بود که اشکامو تو خودش جا داده. من مثل تو بلد نیستم حرفای قشنگ بزنم  اما ببین که تمام قلب و روحم عشق به تو رو فریاد میزنن. اخه خودت بگو  این دوری و جدایی انصافه... اخه این عدالت خداست..

عزیزم دیروز ۱۶ دی بود .هم به خودم و هم به عشق خودم این روز قشنگو تبریک میگم.

 

چشمانت را برای زندگی می خواهم ،اسمت را برای دل خوشی می خوانم ، دلت را برای عاشقی می خواهم ، صدایت را برای شادابی می شنوم ، دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم ، عطرت را برای مستی می بویم ، خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش....

راستی عزیزم حال مادر چطوره؟؟ امروز ابجی میگفت قراره عمل شه.. انشاء الله حال مادر سریعتر خوب بشه...

دیگه نمیدونم چی بگم ....................فقط میتونم اینو بگم که

عزیزترینم

               با تمام وجود

                                      دوستت دارم

                                                        و همچون خدای خود میپرستمت

 

 

تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگر قرار باشد تو را يک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک فقط اگر ببينم خيال رفتن داري

اما بدان دوستت دارم از پشت اين همه فاصله از پشت اين همه حرف

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
دلتنگی
دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...
| +| نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 
تولد تو عزیزم
عاشقانه ترين ياسهاي سپيد را ميان حريري هفت رنگ از ابريشم هاي ناب می پیچم و دسته گلم را به غنچه هاي گل رز مزين مي كنم و آرزو میکنم روزهایت پرشادی باد. تولدت مبارک پیشاپیش تو لد تو عزیزمو بهت تبریک میگم برام دعا کن ممنونم تا بعد
| +| نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386 توسط رضا  |   |  ارسال به دوستان
 


  I LOVE YOU ZAHRA
دوستت دارم زهرای عزیزم

***************************************************** ------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------